به افتخار همۀ سرورانی که به من سر زدند، برایم یادداشت نوشتند و مرا مورد لطف قرار دادند، این متن را که ترجمۀ چند سال پیش من از مجموعۀ آثار جبران خلیل جبران است، پیشکش میکنم.

«زیبایی»

 - جبران خلیل جبران‏

 - ترجمه: سید کاظم سیّد باقری‏

 مأخذ: مجموعه آثار جبران خلیل جبران - متن عربی.

    من دلیل مهر و دوستی‏ام، شراب جان و خوردن گاه قلب.

من گلی هستم که قلبم را می‏شکافم، در اوج روز، پس آن گاه مرا می‏بوسد و بر سینه می‏نهد.

    من آشیان خوشبختی‏ام، سرچشمه شادی و منشأ راحتی.

    من تبسّمی لطیف‏ام بر لبانِ گلی زیبا که جوانی مرا می‏بیند و خستگی‏ها را فراموش می‏کند و زندگی‏اش صحنه رویاهای شیرین می‏گردد. من الهام شاعران، هدایتگر نقّاشان و معلم موسیقی دان‏های هستم. من نگاهی در چشم کودکی هستم، آن گاه که مادر مهربانش آن را می‏بیند و سجده می‏کند، نماز می‏گزارد و خدا را ستایش می‏کند.

    من برای آدم در جسم حواء تجلّی کردم پس او را به پرستش خویش وا داشتم. برای سلیمان در قامتی ظاهر شدم که او را اندیشه‏وری شاعر ساختم.

    به «هیلانه» تبسّم زدم پس «ترواده» زاده شد و «کئلوپاترا» را تاج شاهی بخشیدم و مهربانی وادی نیل را فرا گرفت.

    من مثل روزگار، امروز می‏سازم و فردا خراب می‏کنم. می‏میرانم و زنده می‏کنم.

    من ظریف‏تر از شکوفایی گل بنفش و شدیدتر از طوفانم.

    من حقیقت‏ام، ای مردم! من حقیقتم و این غیر از آن چیزی است که شما می‏پندارید.