گنجشکهای پاییزی

انبوه گنجشکهای پاییزی
در محضر چشمان تو
به زمین می ریزند
تا مرگ این لحظه های تکراری باشند
و درختان سینه چاک
بی پروا
 جرعۀ پاییز را
می نوشند
تا شولایی از کلاغ بپوشند


  ..............25 آذر91

/ 10 نظر / 20 بازدید
سجاد رها

زیباست .مرسی[گل]

امین شفیعی

درود ممنونم از حضورتون و ایکاش نظرتون رو در مورد شعرم میدونستم خونوم شولای کلاغ ترکیب جالبی بود هماره انوشه بزی

شیرین خسروی

سلام... و درختان سینه چاک بی پروا جرعه ی پاییز را می نوشد بسیار زیباست..درود

ما با هم دوستیم

سلام ما می تونیم دوستای خوبی واسه هم باشیم اومدیم به وبلاگت تا بیای به ما سر بزنی و وبلاگت را تو سایت ما ثبت کنی؛تا تو لیست ما باشی و هر روز ما و بقیه دوستان بهت سر بزنیم بیا منتظرتیم مستانه . سارا . محمد . آرش

علی اکبر جعفرزاده

سلام دوست من شعر های محکم ومعناداری ازت خوندم معلوم است که شعر خوب را خیلی خوب می شناسی. لینکت میکنم که همیشه بخوانمت اگه دوست داشتی منو لینک کن[گل]

امین شفیعی

درود فصل سرد امسال با کمی تاخیر به روز شدم منتظر حضور و نظران و البته نقد خواهم بود هماره انوشه بزی . . . این تنها پیام به روز رسانی بود اگر به روز هستید آگاهم کنید تا برای نظر باز گردم

دریاچه‌ی قو

سید عزیز! آفرین به تو و این شعر گنجشکی‌ات. ممنونم از این که به من سر می‌زنی و یک دنیا شرمندگی از این که دیر جواب محبتت را می‌دهم. دلتنگتم و مشتاق دیدار. خیلی زیاد... خیلی زیاد... خیلی زیاد... .......................................................راستی سلام!

آفتاب خاموش

گلها چو بباغ، جلوه را ساز کنند در غنچه نخست هفته ای ناز کنند چون دیده به دیدار جهان باز کنند از شرم رخت ریختن آغاز کنند ------------------------------------ سلام موفق باشید و التماس دعا... اگه خواستید با من سر بزنید، خوشحال میشم [گل]