دو عاشقانه

١)

نشانی از مستی اند

خوشه های نارس انگور،

آه! از آن لحظه

که چشمان تو می  رسند!

٢)

کوچه­ها

بن بست

هفت متر دیوار

هفتاد متر دیوار

بر هر خشت آن

زنجیری

و قفلی

و انبوهی از دار

برآویخته از دیوار.

آه! اگر تو نباشی.

شهرها 

دیوند

دیوارند

دارند

 

/ 15 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اب

آه! از آن لحظه که چشمان تو می رسند!

امیر

عبدالمالک ریگی رهبر گروه جندالله به اتهام های متعدد از جمله محاربه و فساد فی الارض در سحرگاه روز یکشنبه ۳۰ خردادماه در زندان اوین تهران اعدام شد سئوال بنده این است: چه کسی از خانواده شهدا و داغ دیدگان صحنه اعدام عبدالمالک را دیده است؟ چرا هیچ فیلم و تصویری از اعدام عبدالمالک ریگی پخش نشده است؟ منتظر نظر و برداشت شما از این سئوال هستم ممنون میشم نظر شما رو در این خصوص بدونم

امیر

آیا عبدالمالک ریگی اعدام نشده است و زنده است ؟؟؟نظر شما چیست؟؟؟

سینا بهمنش

سلام ...ممنون از لطفت ... در شعرهایت ، اجزاء طبیعت خوب جا افتاده اند ... این شعر آخر و بهارانه ات شبیه هم هستند و من بهارانه را ترجیح می دهم ... راستش را بخواهی ارتباط بین نشان مستی و غوره را نفهمیدم ... شاید منظورت این بوده : نشانی از مستی ندارند خوشه های غوره، آه! از آن لحظه که چشمان تو می رسند! موفق باشی

غریبه ای اشنا

خوشه های نارس انگور، از دیوارهای کوچه های بن بست آویزانند... چه غمناک است چشمانی که می رسند اما در دستان دیوهای شهر در غل و زنجیرند.

شباهنگ فردوسی

به نام خداوند یکتا سلام خدا بر دوستان خدا ذات حق تعالی در ذهن و تصور ما نمیگنجد خدا در قرآنش صفات انسانی را برشمرده است پس ما هم میتوانیم با کارهایی که انجام میدهیم صفاتی را که فرموده است داشته باشیم که اگر داشته باشیم خدایی بر روی زمین میکنیم و در آخر متجلی روح خدا بر روی زمین میشویم انسان همیشه با خویشتن در جدال است . آرزوهایش را بر اثر آلام کنونی از دست می دهد و آلام خود را به امید آینده ای که به او تعلق ندارد ؛ فریب می دهد عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار مهربان[گل]

طالبی

سلام لذت بردم از اشعار وزینتان خوشحال می شوم در سه شنبه شب ها در افصح هجری شبهای شعر حضور یابی