فرار از شهر

دیگر به خانه نخواهم رفت

پاییز تمام شد

و درختان پاییزی

خاموش رفتند

دیگر به کتابخانه نخواهم رفت

باد پاییز

قاصدکها را پراکنده است

دیگر به شهر نخواهم رفت

چشمهای تو وحشی بودند

شعر سرسپرده

شعر دیوانه

شعر ویرانه

باید فرار کنم...19/10/91

/ 4 نظر / 39 بازدید

فاصله ها همیشه قابل جبران نیستند انهم فاصله ای تاسالهای شوروشعروجوانی اما عشق شعر می افریند وشعر عاشق می طلبد باشعر میتوان فاصله ها راپر کرد ودوستی ها را نو

مهدی حسنی باقری

سلام! قالب جدید بسیار بهتر و برازنده تر است برای مطالب زیبای شما. موفق باشید.