دو اندوه

یک.

و...قاصدک

 اندوه عالمی به دوش

 چون فرا می­رسد

سبک

سنگین

خاموش

زیر پای استالین چکمه پوش

لگد می­ شود...

1/3/92

دو.

و تو را نفس می­ کشم

چشمان تو را

در شهری

که شب بیداران آن

مشتی گرگ

و گربه

و گزمه­ اند....

و من در شهری تو را نفس می کشم

که همه نفس کشند!...

 1/3/92

/ 10 نظر / 31 بازدید
مهدی حسنی باقری

سلام دوست عزیز ! بسیار زیبا و پر محتوا بود.

آفتاب خاموش

بر هر کسی که مینگرم در شکایت است در حیرتم که گردش گردون به کام کیست؟... -------------------- سلام ممنون از اینکه سر زدید موفق باشید التماس دعا(علی الخصوص، شبهای قدر)[گل]

علی اسماعیلی

همواره خرداد ماه تداعی کننده این مصرع است : " ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم " به نظرم اندک اندک باید شعر جدیدی سرود ، با این مصرع " ما به خرداد پر از خاطره عادت داریم "

علی اسماعیلی

همواره خرداد ماه تداعی کننده این مصرع است : " ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم " به نظرم اندک اندک باید شعر جدیدی سرود ، با این مصرع " ما به خرداد پر از خاطره عادت داریم "

شیرین خسروی

خواندم و لذت بردم.سپاس[گل][گل]

امین شفیعی

درود با فرا رسیدن دوازدهمی دیگر به روز شدم و مثل همیشه منتظر حضور و نظر شما هماره انوشه بزی

علی آستانه

سلام ! ما را هم ببینید خوشحال می شویم سپاس آیا دوباره عشق پریشان نمی شود؟! آیا خدا نمی چکد از چشم چادرش؟!

نرگس

از آن روز که چشم هایت را نوشیده ام لهجه ام شبیه نجابت جنوب شده است...... واقعا زیباست..

دوست قدیمی

حافظ تو خود حجاب خودی .... بیش از یک سال است که به هیچ شعری نگاه نکرده ام اما تندی کلمات این چند شعر و سکوتی که پس از سه نقطه ها آمده بسیار دور از چشمهای انگوری است که در آغازین ها به چشم سلام میکند