چند هایکو

چند هایکو

ترجمه سید کاظم سید باقری

چند سال قبل چندین هایکو را ترجمه کردم و در برخی از مجلات چاپ شد، زمستانی اند، مرور دوباره آنها را خاطره انگیز و زیبا یافتم.

 

زمستان

 

کوهها و دشتها

برف همه را پوشانده است

چیزی باقی نمانده است.

Joso

 

Harld G. Henderson

 

 

برف1

برف آب می شود

روستا

 لبریز از بچه ها

Issa

برف2

برف باریده

بسیار

همۀ منظره­ها برفی­

جایی برای رفتن نیست!

ناشناس

برف 3

از برف

 ارمغان آسمان

سپاسگزارم

برفی که بر  پنبه زار

نشسته است.

Issa

/ 23 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مشکوة

از حضورتون در وبلاگ حقیر بسیار خوشحال شدم خودم رو در حدی نمی بینم که بخوام در مورد نوشته های زیبا تون نظری ارائه کنم.

جليلي

تمام انتظارمان برف می شود سفید می شود. درود بی کران و سپاس.

رضا

هر لحظه از زندگی گنج بزرگی است گنجتان را مفت از دست ندهید باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمی ماند دیروز به تاریخ پیوست فردا معما است و امروز هدیه است قشنگ ترین لحظات زندگی ما روزی است که بتوانیم برای خودمان بهترین باشیم ؟ اما بهترین یعنی چه ؟ گاهی اوقات برای خوشبختی می جنگیم در حالیکه در کنارمان است ! چشمانی بسته داریم و روحی متلاطم از حس نداشتن ها ! می خواهیم زندگی کنیم ولی فقط زنده ایم ! پس کاش می شد معنی واقعی زندگی را بفهمیم [گل]

آمد

خوندم این هایکوهای زیبارو و الان دوباره بازهم یادآور خاطره هایم شد .اگه خواستی به قسمت مطالب قبلیم بیا و چند هایکو از مهد هایکو نویسان دارم که خواندنش خالی از لطف نیست .

بهمن ارجمند

درود بر شما دوست عزیز! در ترجمه شما هیچ شک و شبهی نیست.اما این جانب در شعر بودن این سطور کمی مرددم.همین عامل باعث می شود که آقای کیارستمی نیز خود را شاعر بداند.نمی دانم مجموعه شعر ایشان را خوانده اید؟ اگر همین سطور را جوانکی می نوشت بی مایه ارزیابی می شد اما چون جناب آقای کیارستمی سروده اند کاغذ اعلا چاپ زربفت شده است.دوست دارم ارتباطمان محفوظ باقی بماند و شما نیز نسبت به نوشته های حقیر نظرکارشناسی خود را اعلام بفرمایید.پیروز باشید.

سیدمحمدرضاهاشمی زا ده

عزیز همدل صمیمی... ســـــــــــــــــــــــلام جناب سید باقری افرین به حسن انتخابتان در این دلنوشته ها ودلسروده ای معطر ونواندیش..با دنیایی مضمون تازه ............... چونقشت در دلم جا میگذاری مرا در قلب دریــــــــا میگذاری توبا عطر پیـــــــــام دلنشینت قدم بر دیده ی مــــا میگذاری ................. باسلام وعرض ادبی به عطر حضورسبز وطراوت دوستی ومحبت وصمیمیتتان واینکه در این عصر بی تکیه گاهی گاه گاهی یادمان میفرمایید...دلم جوانه میزند ونیرویی تازه میگیرم از حضور سبز ودلنشینتان...قلم وقدمتان همیشه سبز ومعطر..ودوستیتان پایدار

کاظم رستمی

سلام ممنون از حضور و محبتتان شعر کوتاه را زیبا میابم و معطر حالا نامش هایکو ، رباعی نیمایی . . . یا علی

تقی نامور

امیدوارم زندگیتان برفی باشد.

مهدی

سلام ممنونم ازت خیلی زیبا بودن من عاشق هایکو هستم مخصوصا هایکو های باشو واقعا آدم رو با طبیعت پیوند میزنه! راستی دوست عزیز من هم به روزم!

حسام رمضان زاده

سلام دوست عزیز خواندم و لذت بردم با یک رباعی جدید به روزم و منتظر.... موفق باشید.